یک پروژه، چند کارفرما؟؟؟
دکتر سید مصطفی زارعی
همه انسان ها می دانند که اولین نیاز برای خوشبختی، آرامش است. آن ها در واقع هر اقدام و تلاشی که در زندگی انجام می دهند را گامی به سوی کسب آرامش می دانند و تکاپوی آن ها در نهایت برای رسیدن به این گوهر کمیاب است.
نکته مهم این است که انسان ها کمتر به موانع جریان آرامش توجه می کنند و لذا عمدتا بجای تمرکز بر زدودن موانع ، تلاش می کنند عواملی برای ایجاد آرامش بسازند و اگر آرامش را تجربه نمی کنند بخاطر این است که موانع آرامش همچنان قوی و پابرجا در درون انسان ها وجود دارد و لذا هیچ عاملی از بیرون قادر به تامین آرامش انسان نیست. به همین دلیل است که هرچه عوامل بیرونی بیشتری فراهم می کنند، باز هم احساس آرامشی که به دنبال آن بوده اند را نمی یابد بلکه آرامش خود را نسبت به سالیان قبل از دست رفته می بینند.
برای کسب آرمش بجای تمرکز بر کسب عوامل بیرونی در مرحله اول باید به رفع موانع درونی بپردازیم.
آرامش واقعی زمانی اتفاق می افتد که وجود انسان یکپارچه باشد و فکر و احساس او توسط نیروهای متعارض مورد کشمکش و از هم گسیختگی قرار نگیرد.
نقطه آغاز نا آرامی، استرس، اضطراب و افسردگی زمانی شکل می گیرد که نیروهای مختلفی از درون و بیرون، فکر و احساس انسان را در کنترل خود می گیرند و هر کدام آن را به سویی می کشانند. در این کشمکش و گیر و دار، روح دچار از هم گسیختگی و سرگردانی می شود و در نهایت فشارهای عصبی و نا آرامی درون پدید می آید.
کشمکش نیروهای متضاد درونی برای تسلط بر فکر و احساس، همان شرک های پنهان هستند، شرک یعنی چند شریک به صورت همزمان در حال استفاده از فکر و احساس ما هستند و هر کدام وجود ما را به سویی می کشند و نهایتا روح ما را متلاشی می کنند.
خداوند متعال رابطه شرک با نا آرامی درون و ارتباط توحید با آرامش را به زیبایی در قالب یک مثال ساده و قابل فهم برای همگان توضیح می دهد و می فرماید: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فيهِ شُرَکاءُ مُتَشاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً... (زمر/29)
 خداوند فردی را مثال می زند که چند شریک (کارفرمای) ناسازگار بر سر او نزاع می کنند با فردی که تنها مملوک (تحت فرمان) یک نفر باشد، آیا این دو در مثل با هم یکسانند؟ 
این مثال به قدری واضح و روشن است که نیاز به توضیح ندارد و هر انسانی به آسانی فرق بین این دو نفر را می داند و می فهمد که اگر فردی پروژه ای را به عهده گیرد که چند کارفرمای ناسازگار دارد که هر کدام دستوری می دهند، تمام وجود او را استرس و اضطراب و بلا تکلیفی فرا می گیرد اما اگر پروژه ای را انتخاب کند که تنها یک کارفرمای دانا، منصف و دلسوز دارد، با آرامش تمام و به بهترین وجه، آن پروژه را به پایان خواهد برد.
 
 
پس اکنون که این مثال را به وضوح درک می کنیم، بیایید برای پروژه ارزشمند و بی بدیل زندگی، تنها یک کارفرمای حکیم، دانا و مهربان انتخاب کنیم تا این پروژه را با آرامش و موفقیت به سر انجام رسانیم و از انجام آن نهایت لذت را ببریم. برای این کار باید فکر و احساس خود را از شرک پاک کنیم و آن را در اختیار خداوند یکتا و خوبی ها که منشأ آن خداوند متعال است قرار دهیم. این همان توحید عملی و تنها راه مطمئن برای کسب آرامش و رضایتمندی درونی است که همه به دنبال آن می گردند. 
(حقوق معنوی اين مقاله متعلق به گروه تحقيقاتی دکتر سيد مصطفي زارعی مي باشد و استفاده از مطالب مقاله با ذکر منبع بلامانع است)