تشنه ام...
دکتر سید مصطفی زارعی
اکنون به نکته مهمی دست یافته ام و آن مسوولیت پذیری است و این که همه شرایط بیرونی من انعکاسی از وضعیت درون من است و تا درون را تغییر ندهم یا به تعبیر بهتر از درون متحول نشوم، هیچ اتفاقی در وضعیت زندگی من نخواهد افتاد.
 
 
یک سوال؟ دیگر موجودات در عالم هستی چه وضعیتی دارند و من چه تفاوتی با همه عالم دارم؟
با دقت و تامل به عالم هستی و مخلوقات خداوند نگاه کنید و در آن اندیشه کنید. خداوند بارها در قرآن کریم ما را به تفکر در خلقت آسمان ها، حیوانات، حشرات، روز و شب، خلقت انسان و.... دعوت کرده است. به راستی چرا باید در  همه عالم تفکر کنم؟ این کار را انجام می دهم و نتیجه ای که به دست می آید نظم و انسجام و آرامشی است که در همه عالم می بینم. چقدر همه چیز به خوبی و در بهترین مسیر در حال حرکت است. از گردش کرات، گردش زمین و شکل گیری روز و شب، شکل گیری فصول، زندگی منظم و زیبای همه حیوانات، حشرات و گیاهان.... این همه نظم و آرامش و کمال، مرا به این سو می کشاند که چرا در زندگی انسان این همه تباهی شکل می گیرد، چرا زندگی من به هم ریخته است، پریشانم، بیمارم، فقیرم و ...
خداوند مرا بر خلاف همه عالم صاحب اختیار آفرید و شاید کلید باز کردن این قفل در این امتیاز ویژه من باشد. درست است، اگر من تنها موجود مختار عالم هستم پس در هر وضعیتی قرار دارم، آن شرایط را با اختیار خود فراخوانده ام.
خداوند مسیر کمال را به همه موجودات عالم الهام کرده است و همه با عمل به قوانین برتر که همان الهام الهی است به سوی کمال خود در حال حرکت هستند، کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام می دهند و به بهترین نقطه ای که باید برسند می رسند. خداوند در قرآن از واژه «وحی» برای موجودات مختلف سخن می گوید: آسمان ها، زنبور عسل، انسان... در واقع وحی همان هدایت پنهانی خداوند است که در موجودات مختلف به تناسب خودش انجام می شود و همه چیز با این هدایت پنهانی خداوند در حال حرکت به سوی کمال است. در واقع همه عالم با اجبار در مسیر هدایت و عمل به بهترین قوانین قرار می گیرند لذا همه چیز به بهترین وجه در حال انجام است. در این میان تنها انسان است که در انتخاب بهترین قوانین و بدترین قوانین یا به عبارتی خوشبختی و تیره روزی مختار است و قرآن می فرماید: (قسم به) جان آدمی و کسی که به بهترین وجه آن را بیافرید سپس فجور (نبایدها و عوامل تیره روزی) و تقوی (بایدها و عوامل خوشبختی) را به او الهام نمود. (شمس/7 و 8).
 الهامات درونی، اولین پیامبری است که خداوند برای هدایت من قرار داده است. امام کاظم (ع) می فرماید: خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خِردها.
پس خداوند پیامبری درونی برای من فرستاده است که مرا هدایت کند و با پیامبر بیرونی در واقع همان چیزی را که پیامبر درونی درک می کند مورد تاکید و تایید قرار داده است. امام علی (ع) می فرماید: (پیامبران آمدند) تا گنجینه‌ی خِرد را برای بشر بازگشایی کنند.
پس اگر هرگونه ناهنجاری در زندگی من است، از اضطراب تا بیماری و فقر، ناشی از عدم توجه به ندای پیامبر درون و بیرون است که باید مرا به بهترین ها هدایت کنند.
اما چرا پیامبر درون من نمی تواند کارش را به خوبی انجام دهد و به پیامبر بیرونی نیز گوش فرا نمی دهد و در نهایت برای من تباهی به ارمغان می آورد.
همه ی پاسخ در یک کلمه است و آن این که این پیامبر که باید فرمانروای وجود من باشد را به اسارت در آورده ام. مانند پادشاهی حکیم و عادل که تخت پادشاهی او در محاصره دشمنان قرار گرفته باشد و در واقع اجرا کننده فرمان دشمنان باشد و هر لحظه بیشتر و بیشتر به سرزمین تحت حاکمیت خود آسیب زند.
داستان عقل فطری و الهی که راهنمای انسان به خوشبختی در زندگی است، عینا مانند همان پادشاه حکیم و عادل است که در محاصره و تحت کنترل دشمنان و نیروهای شر قرار گرفته است. لذا فرمان می دهد اما فرامین او به طور مستمر بر تیره روزی انسان می افزاید. لذا امام علی (ع) می فرماید: چه بسیار عقل و اندیشه‌هایی که به اسارت هوی و هوس‌ها در آمده‌اند.
نیروهای شر، همان شرک های پنهان هستند که بر عقل انسان چیره می شوند و عقل را اسیر می کنند. لذا انسان گمان می کند که عاقلانه رفتار می نماید اما در واقع عقل او اسیر است لذا فرمانبرداری از او روز به روز بیشتر انسان را از خوشبختی دور می کند.
پس شرک زدایی و آزاد نمودن عقل از تسلط نیروهای شر اولین گام است که زمینه را برای دریافت الهامات الهی و حرکت به سوی خوشبختی فراهم می کند.
توحید عملی و عمل به الهامات عقل الهی و عاری از شرک، انسان را نیز مانند همه عالم هستی در مسیر بهترین ها قرار می دهد و به سوی کمال و رشد و رسیدن به خوبی ها هدایت می کند.
پایان.

(حقوق معنوی این مقاله متعلق به گروه تحقیقاتی دکتر سید مصطفی زارعی می باشد و استفاده از مطالب مقاله با ذکر منبع بلامانع است)